نگارخانه
طراحی نقاشی طراحی از چهره
کاش میدانستی
انتظار دیدنت
چه مجازاتیست
شاید دیگر
چشم به راهم نمیگذاشتی
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید .
صدا بزن مرا،
مهم نیست به چه نامی ...
فقط "میم"ِ مالکیت را آخرش بگذار ...
می خواهم باور کنم ... مـــالــِ تـــو هستـــم.
دلت که شکست ، سرت را بگیری بالا
تلافی نکن ، فریاد نزن ، شرمگین نباش.
حواست باشد ؛
دل شکسته ، گوشههایش تیز است.
مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کین،
مبادا که فراموش کنی روزی شادیش، آرزویت بود...
صبور باش و ساکت.
بغضت را پنهان کن ، رنجت را پنهانتر.
گاهی بازی زندگی اینگونه است ، بازنده فقط کسی است که بازی نکند.
طاقت بیاور
و سرت را بگیر بالا
چه خوش خیال است . فاصله را می گویم ..به خیالش تو را از من دور کرده ....نمی داند تو جایت امن است ....اینجا..........میان دلم

ابعاد کار ۵٠ در ٧٠
شماره تماس برای خرید این اثر:
٠٩٣۶٩۴٣٨٩٨۴
| Design By : Pichak |


